Allure Magazine September 2023

مصاحبه ی جونگی با مجله ی Allure 

●تا حالا پوستتون رو انقدر برنزه ندیده بودم. از فیلمبرداری ‘شمشیر آرامون’ اینطوری شده؟

☀️من زمان کافی برای اینکه دوباره روشن ترش کنم داشتم، اما در نهایت برنزه‌تر شدم چون زیاد اطراف رودخانه ی هان می دوم. ما الان یه موج گرما داریم. چند روز گذشته اونقدر سر گیجه داشتم که فکر کردم قراره بمیرم.

ادامه…

●اصلا چرا تو این موج گرما بیرون خونه می دوین؟

☀️عاشق انجام دادنش در طول روزم. باعث میشه یکم عجیب بنظر برسم؟جوری که کلی عرق می کنم و خیلی سریع نفسم بند میاد رو دوست دارم.

●البته، اصلا تعجب برانگیز نیست. لی جونگی از این چیزا دوست داره. سه کیونگ نگران بود که باید فیلمبرداری برای جونگی سخت بوده باشه و همکاراتون فکر میکنن که بخاطر تیم نشون ندادین.

☀️مدام بهشون میگم که اینطوری بهم خوش میگذره، اما اونها باور نمیکنن. ‘من نیومدم اینجا فداکاری کنم’ ‘من اونقدرام هم نوع دوست نیستم.’من درواقع دارم انرژی شما رو جذب میکنم’ هاهاها!

●الان ما میتونیم شما رو ‘سلطان سریال های فانتزی’ صدا کنیم. توی کار قبلیتون ‘زندگی دوباره ی من’ هم هیچکس نمیتونست به خوبی لی جونگی انجامش بده. ‘شمشیر آرامون’ هم درواقع به معنی واقعی کلمه فانتزیه.

☀️شاید چون زیاد کار فانتزی انجام دادم به طور طبیعی توش غرق شدم. درست همین اتفاق برای شمشیر آرامون هم افتاد. بیش از ۸۰٪ کارهام فانتزین و مدام در همین ژانر فیلمنامه میگیرم.(میخنده) با این حال اینبار فکر کردم که میتونم از این جنبه ی فیلموگرافیم کمک بگیرم. چون طراحی تولید و گریم برای ایجاد حالات، فوق العاده ضروریه. من به بازیگرهای همکارم و تیم فنی تکیه کردم.

●سر صحنه فضا چطور بود؟

☀️ما یه کارگردان جدید در هیئت اجرایی داشتیم و تمام تیم تولید عوض شده بود. درحالی که مبنا و فضای ‘تاریخ اسدال’ رو دست نخورده گذاشتیم، فکر کردیم که باید بیشتر روی اینکه چی کار میتونیم بکنیم تا تصویر متفاوتی رو ارائه بدیم، تمرکز کنیم. همچنین اینکه دوباره با نویسنده ی فیلم ‘۱۸ می’ کار میکنم رو دوست داشتم. (نویسنده پارک سانگ یون)

●چه چیزی در این فصل به تصویر کشیدنش برای شما مهم تر بود؟

☀️”چطور باید داستان رو سریع تر در عین حال متقاعدکننده تر پیش ببریم؟” اگر ما یه محیط سرگرم کننده در صحنه ی فیلمبرداری ایجاد کنیم، این مولفه ها در داستان قطعا قانع کننده تر میشه. به همین خاطر فکر میکنم همه از کار در صحنه لذت بردن. این یه فرصت سرگرم کننده بود و ما بازیگران با تجربه ای داشتیم که هر کدوم ماجرای خاص خودشون برای رهبری و هدایت رو داشتن. از این نظر کمتر تحت فشار بودم و حتی بیشتر از خودم لذت بردم.

●بازی در نقش دوگانه ی اونسوم و سایا چطور بود؟

☀️اولش فکر کردم که این(نقش دوگانه) مهم ترین دلیلیه که نباید این پروژه رو انجام بدم. چون شرایط اینطور بود که ۸ تا ۱۰ سال بعد از فصل قبله و ما باید مدام به داستان هایی فکر کنیم که در مورد این محدوده تعریف کنیم. سخت بود که این شکاف ها رو پرکنیم مثلا اینکه این دو شخصیت در اون سال ها چه زندگی داشتن.

●البته باید چهره های متفاوتی هم داشته باشن.

☀️این دقیقا چیزیه که‌ کارگردان و تیم تولید در ابتدا جلسات متعددی دربارش داشتن. اونسوم توی جنگل و مراتع میره و میاد پس کک و مک زیادی داره. همچنین الان اون رهبریه که قبیله ی اگو رو متحد کرده پس فکر کردیم خوب میشه که‌ چهره ی اونسوم این قضیه رو منعکس کنه. اون جوونه در عین حال تا حدی پخته و کارازموده‌ست و رگه هایی از نگرانی هایی که داشته رو نشون میده. در مورد سایا، اون رویای تبدیل شدن به فردی با بیشترین قدرت رو داره. بزرگترین هدفش گرفتن پادشاهی از تاگون، بدست آوردن اعتماد و باور مردمی که دوسشون داشت، همونطور که آرزو داره. به عنوان یه استراتژيست و فرمانده عمدتا داخل دیوار های شهر میمونه پس لازم بود که ظاهری زیبا متناسب با شخصیتش داشته باشه.

●فکر میکنین بازدهی سریال چطور باشه؟

☀️سوال سختیه. منم کنجکاوم که چطور میشه. منم درست مثل هر بیننده‌‌ای منتظرم ببینم چطور میشه. در حال حاضر نگرانم، احساس فشار و هیجان میکنم. وقتی اولین بار فیلمنامه رو خوندم، خیلی سرگرم کننده بود. نویسنده ها در ساخت همچین داستان متراکمی عالی هستند و در اینبار اونها حتی داستان متراکم تری رو ساختن.

●صرف نظر از بازدهی سریال، شما شخصا میخواین چه چیزی از این سریال به دست بیارین؟

☀️این اولین باره که نقش اصلی توی سریالی با این فضا و دنیای گسترده ام. البته من همبازی‌هام رو داشتم که با من کار میکردن، اما شخصیت هایی که من بازی می‌کنم بیشتری سکانس ها رو با بقیه ی شخصیت ها داره، پس میخواستم شخصا همه ی بازیگر ها رو برای شام یا یه چیزی ملاقات کنم. به تنهایی ۸۰ تا بازیگر هوبه(کوچیکتر) داشتم، پس هروقت سر صحنه غذا می خوردیم و کارکنان یا بازیگر های هوبه می اومدن، همیشه ازشون میخواستم بیان و کمی غذا بخورن و دوستانه رفتار میکردم.خب بعدا مردم میگفتن ‘تو مثل رئیس دهکده ی جانگ هیونگی.’

●تقریبا می‌تونم تصورم کنم که اینطوری بودین. مهمتر از همه اونسوم شخصی به اسم ‘تاگون’ رو داره که باید بهش غلبه کنه.

☀️از بعد از فیلمبرداری ازمایشی، هاله ی سونبه جانگ دونگ گان من رو می ترسوند. اون توی صفحه ی نمایش متفاوت بنظر میرسه. منظورم اینه من و اون از دو تا گونه متفاوتیم. مثلا من از جایی در شمال شرقی‌ام و اون از جایی در جنوب شرقی. فقط کار کردن با اون الهام بخش بود. یه بار وقتی گریمش تموم شد و جلوی دوربین نمای نیم تنه گرفت انرژیش منفجر شد. تا روز پنجم فیلمبرداری نتونستم بخوابم. ‘ برای شکست این شخصیت، تاگون، که توسط این بازیگر خارق العاده به تصویره کشیده میشه، باید چی کار کنم؟’

●برای کنار اومدن باهاش چی کار کردین؟

☀️فکر کردم که برای من تنها راه برای غلبه به این انرژی فوق العاده ‘تصویر پردازی با جزئیات’ هستش. فکر کنم بخاطر همین بود که نمیتونستم از صحنه ی فیلمبرداری دور بشم. اما اون بازیگر فوق العاده(جانگ دونگ گان) هم یه ادم دلسوز و مهربانه.

●جا به جا شدن بین اونسوم و سایا چطور بود؟ یه دقیقه سایا بودین و یه دقیقه بعدش وقتی لازم بود باید اونسوم میشدین؟

☀️من نمیتونستم اونها رو ۱۰۰٪ جداگانه انجام بدم. اگرچه، تیم تولید، بخصوص در شروع فیلمبرداری، خیلی مراقب بودن که که بتونم روی هر شخصیت تمرکز کنم. هر دوتاشون رو دوست دارم. اونسوم باحاله. خیلی آینده نگره و همچنین از خیلی جنبه ها شبیه لی جونگی‌ایه که الان هستم. از طرف دیگه سایا خیلی ظریف و به اصطلاح ‘tsundere’ * هستش.(* در ظاهر سنگ دلن ولی در باطن مهربانن). اون تیزبین و حساسه اما در عمق وجودش مشتاق ارتباط با مردمه و توجهشون رو میخواد. اگه جنبه ی اجتماعیم بیشتر شبیه اونسومه، پس وقتی تنهام بعضی ویژگی های سایا رو دارم.

●کار کردن با شین سه کیونگ چطور بود؟ همون اول تونستم این جو دوستی واقعی رو بین شما احساس کنم.

☀️حتی وقتی توی یه اژانس بود بارها گفتم که میخوام باهاش کار کنم

●چرا میخواستی باهاش کار کنی؟

☀️چون چیزای خوب زیادی دربارش شنیده بودم، میخواستم این چالش رو باهاش داشته باشم که کی پشتکار بیشتری داره.(می خنده) حالا که با هم کار کردیم، اون شگفت انگیزه. توی صحنه هایی که با هم داشتیم، به خصوص اونایی که‌میتونست برای بازیگر های زن ناراحت کننده باشه، اون به همه چیز فکر میکرد. حتی وقتی با هم بازی میکردیم، سه کیونگ از قبل همه چیز رو در نظر گرفته بود. اون طرز فکر یه کارگردان رو داره. فکر میکنم اون به جای اینکه مثل یه اسب مسابقه فقط رو به روش رو ببینه، میدونه چطور به دور و برش نگاه بندازه، و منم کلی ازش انرژی گرفتم. فکر میکنم از اون لحظه به بعد با هم راحت شدیم ‘اه پس کار کردن با اون اینطوریه’

●این سریال عاشقانه‌ست! شما قرار نیست مشتاقانه عاشق هم باشین؟

☀️شما باید فقط تماشاش کنین! باید تماشاش کنین(می‌خنده) به طور عادی وقتی بازیگر زن و مرد سر یه پروژه با هم کار میکنن، حداقل ۷ سال طول میکشه تا دوباره با هم کار کنن. مدام بهش میگم ‘کی دوباره با هم کار میکنیم؟’ سه کیونگ میگه’ خدای من اوپا باشه ما دوباره بعدا با هم کار میکنیم’ الان، سه کیونگ داره دوباره با سونبه(جو) جونگ سوک کار میکنه. شنیدم عاشقانه‌ست درسته؟ حسودیم شده.

●هاها، حدس می‌زنم نه می خواستی عاشقانه ای که مدتی میشه انجامش ندادی رو از دست بدی نه کار با سه کیونگ رو

☀️فکر میکنم با گذر زمان فرصت ها کمتر و کمتر می‌شن . من الان ۴۲ سالمه خب من باید چی کار کنم؟ من تمام جوونیم رو صرف وقف خودم برای سریال کره ای کردم.

●شمشیر آرامون تمام چیزی که جونگی میخواد رو داره.

☀️عاشقانه، اکشن، چیزای سخت، آره همه چیز داره. به شخصه فکر میکنم ‘اگه یه سال بیشتر وقت داشتم، میتونستم بهتر انجامش بدم.’ وقتی اینو به کارگردان گفتم دهنش کف کرده بود ( خیلی عصبانی شد) “جونگی این چرت و پرتا چیه میگی؟”

●به عنوان یه بازیگر بنظر می‌رسه راضی تر از این نمیتونستی باشی؟

☀️درسته برای همین میخواستم بیشتر کار کنم. حالا که می‌دونم چطوریه، می‌خوام کارهای بیشتری انجام بدم. وقتی به کادر سریال ملحق شدم فکر کردم که عجب پروژه ی بزرگیه، خب الان حس میکنم که ای کاش میتونستم بهتر انجامش بدم. می‌خوام صحنه های جنگ بیشتری رو فیلمبرداری کنم و نشون بدم. همینطور صحنه‌های اکشن  و خط داستانی عاشقانه، روایت…مشتاق بودم بیشتر نشون بدم. این حسیه که دارم.

●وقتی تبلیغات سریال تموم بشه استراحت میکنین، مگه نه؟

☀️الانشم دارم استراحت میکنم. من خونه میمونم و فیلمنامه ها رو میخونم. اما برای من وقتی میرم سر صحنه انگار دارم استراحت میکنم.

●فکر میکنین از الان تا ۱۰ سال دیگه، ‘بازیگر لی جونگی’ درست همینجوریه که شما هستین؟

☀️ تا اون موقع نباید این کارها رو انجام بدم اما حس میکنم همچنان از این کارها میکنم مگه نه؟

قبلا شما نماد ‘پسران زیبا’ بودین

☀️برای یه مدت طولانی اینطور بود. فکر میکنم که این واقعا یه نعمت بود.

●اگرچه باید یه بار و مسئولیتی برای شما بوده باشه اما بطور ناگهانی ناپدید شد.

☀️زمان از چیزهایی مثل این مراقبت میکنه. هر چی بیشتر مقاومت کنی شانس بیشتری برای برنده شدن داری. چه توی یه کمپانی کار کنی چه یه بازیگر باشی. اگه ول کنی و بری اون وقت کارت تمومه. چه جای دیگه‌ای باید بری و دوباره از اول انجامش بدی؟ من کلی به چیزایی مثل این فکر میکنم

●سخت ترین کار از نظر بدنی براتون چی بوده؟

☀️قبلا سخت بود چون کل سیستم ناکارآمد و ناقص بود. بازیگرهای سریال تلویزیونی همچین روزایی داشتن

●سه کیونگ هم بهم گفت که چه نعمتی بود که تونست یکم بخوابه

☀️در گذشته، حتی اگه همزمان روی دوتا پروژه پشت هم کار میکردم، فورا برای کارم بازخورد میگرفتم. البته وقتی پروژه بازدهی ضعیفی داشت خیلی اذیت کننده بود، اما فکر میکنم اونم بخشی از رونده کاره. تجربه کردن اون چیزها باعث شد از نظر ذهنی هم قوی بشم. سخت ترین کار از نظر فیزیکی احتمالا “دو هفته” بود.  بین سریال های معاصر “دو هفته” و بین سریال های تاریخی “ایلجیما” بود. بدون اینکه بخوابم به سراسر کشور برای فیلمبرداری میرفتم.

●با این حال نمیتونستی به اون روزها برگردی؟

☀️اگه باید به عقب برگردم، انجامش میدم. چون هیچ کس نمیتونه شکستم بده اما مطمئن نیستم که بتونم بهتر انجامش بدم.

●داری میگی تنها کسی که میتونه شکستت بده خودتی

☀️تا اونجایی که به “رنج و سختی”( کار سخت بدنی) مربوط می‌شه، میگم که من تقریبا اون بالام. جدای از اینا من الکی جایزه ی “رنج شدید” رو در مراسم جوایز سریال های MBC دریافت نکردم [برای سریال دو هفته در سال ۲۰۱۳] فکر میکنم اون بازی مساوی با آموزش های جنگی ویژه بود.

 

بخشی از مصاحبه ی شین سه کیونگ در مورد جونگی

●قبلا شما و جونگی توی یه کمپانی همکار بودین؟

✨میدونین جونگی چطوریه دیگه. جونگی منو یاد سگ رتریور میندازه(یعنی خیلی به اطرافیانش اهمیت میده). باید سخت بوده باشه چون اون کلی صحنه ی جنگ داشت که باید انجام میداد اما وقتی به طرز برخوردش سر صحنه نگاه میکنی هیچ نشانه ای از رنج و سختی نمی‌بینی. هیچ ایده ای ندارم که برای مراقبت از خودش چی کار میکنه، اما احترام زیادی براش قائلم.

●بین شرایط کار کردن سر صحنه در گذشته و الان، بنظرتون کدوم بهتره؟

✨قطعا جوری که الان هست رو ترجیح، اصلا قابل مقایسه نیستن. مهم تر از همه، فکر میکنم بازیگری همش درباره ی داشتن استقامت و انرژیه. خوشبختانه، در شمشیر آرامون من مستقیما درگیر صحنه های جنگ نبودم چون این مقام اشرافی رو داشتم. من همه ی کارها رو با توانایی روحی‌م انجام میدم، با دهانم(با حرف زدن)(می‌خنده). این جونگی بود که کلی سکانس جنگ داشت و اون واقعا شگفت انگیزه. اون عاشق بودن توی صحنه ی فیلمبرداریه، ازش لذت میبره. اون بهتر از هر کسی می‌دونه که جو صحنه با توجه به اینکه‌ چطور کارشو انجام میده می‌تونه تغییر کنه، برای همین فکر میکنم مدام تلاش میکنه روحیه‌اش رو حفظ کنه. الان دیگه جنگ فقط با شمشیر نیست، پس من کلی‌کار مهم انجام میدم.(می‌خنده)

مطلب پیشنهادی

LJG massage for Seoul fanmeeting, Spring again

اپدیت نامواکترز با پیام جونگی برای فن میتینگ پیش رو در سئول و خرید بلیط

Star magazine photo

اپدیت های جدید از عکس های فتوبوک هنگ کنگ ماه و خورشید

JG massage for Splendor family day: Love Blossome

پیام جونگی درمورد فن میتینگ یوکوهامای ژاپن در ۱۴ ژوئن 2024 LEEJOONGI SPLENDOR Family Day: …

یک دیدگاه

  1. سلام. عالی بود. تشکر از زحمات شما دوستان :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *