گزارش فن میتینگ اسپلندور در یوکوهاما ☀️ ۲۰۲۵.۰۶.۲۸

لی جونگی اینبار هم کلیشهها رو به هم ریخت. با اجرایی در حد یه آیدول کیپاپ، فن میتینگش رو پر از شادی کرد و یه حس خاص و معنادار بهش داد؛ چون همزمان با این برنامه، بیستمین سالگرد فیلم King and the Clown رو هم جشن گرفت.
۲۸ ژوئن، در سالن Pacifico Yokohama، لی جونگی فن میتینگ سالانهش رو توی ژاپن برگزار کرد، با عنوان:
2025 LEE JOON GI SPLENDOR Family Day: LUCKY DRAW
کلیدواژهی این فنمیتینگ “شانس” بود و با انتخاب اسم “Lucky Draw” لی جونگی میخواست این پیام رو برسونه که قدردان همهی طرفداراشه و میخواد به تکتکشون خوشحالی هدیه بده.
این برنامه هم یه جور قدردانی از گذشته و زمان حال حاضرش بود. لی جونگی وقت گذاشت تا هم خبرای جدید از خودش بده، هم به آرزوهای فنهاش پاسخ بده، و همچنین، بیستمین سالگرد فیلمی رو جشن بگیره که باعث شد معروف بشه؛ یعنی King and the Clown.
برای فنها هم این بهترین هدیه ممکن بود؛ چون تونستن بازیگر موردعلاقهشون رو ببینن که مرزها رو میشکنه و استعدادهای مختلفش مثل خوانندگی و رقص رو در کنسرت نشون میده.
تمام طبقات سالن—هر سه طبقه—تا آخرین صندلی با طرفدارها پر شده بود. فضای سالن پر از هیجان و انتظار برای شروع برنامه بود. فریاد زدن اسم “لی جونگی” توسط فنها، اون حالوهوا رو گرم تر هم کرد و باعث شد یه حس همبستگی قوی بینشون شکل بگیره.
وقتی چراغها خاموش شدن، سالن از شدت تشویق منفجر شد. ویدیوی افتتاحیه که بخشهای مختلفی از بامزه بازی های لی جونگی رو نشون میداد، باعث شد جمعیت با صدای بلند بگن: «خیلی کیوته!»
به محض اینکه ویدیو تموم شد، گروه موسیقی شروع کرد به زدن یه آهنگ ریتمیک و شاد. همون لحظه، لی جونگی یهویی از پلههای وسط صحنه ظاهر شد و با این حرکتش موجی از هیجان کل سالن رو فرا گرفت.
اجرای افتتاحیهاش آهنگ “Together” (ورژن ژاپنی) بود؛ آهنگی دربارهی ارتباط و دوستیِ عمیقی که با فنهاش داره (“برای همیشه با هم”).
فنها همصدا باهاش خوندن و با فریادهای “Hey!” و پریدنهای مداوم، فضای سالن رو گرم تر و هیجانانگیزتر کردن.
لی جونگی همونطور که میخوند، از پلهها پایین اومد و با این حرکتش، صدای تشویقها بلندتر شد.
جونگی هم در جواب، نشون داد که خودش چقدر داره لذت میبره؛ با گیتار زدن توی هوا و بالا و پایین پریدن.
آخر اجرای این آهنگ، مشتش رو بالا گرفت و با صدای بلند گفت: “Together!”
جونگی به زبان ژاپنی به طرفدارهاش سلام میکنه:
“خیلی خوشحالم که دوباره میبینمتون. بیاین امروز همگی با هم بترکونیم!”
بعدش شروع میکنه به خوندن آهنگ “NOW.”
با یه لبخند روی صورتش، میخونه:
“بیاید با هم بخندیم و از این لحظه لذت ببریم. این ‘الان/Now’ رو یادمون باشه، یه ‘الان/Now’ که هیچوقت تموم نمیشه.”
و اینطوری به طرفدارهاش پیام میده که:
“بیاید قدر همین لحظهای رو که با هم داریم، بدونیم.”
همزمان با خوندن، با قدمهای سبک روی صحنه حرکت میکنه و ژست میگیره.
سالن پر از فریاد تشویق و دست زدنه.
بعد از اجرایی که تمام انرژیش رو براش گذاشت، نفسنفسزنان یه دور طرفدارهاش رو تشویق کرد و با خنده گفت:
“شماها فوقالعادهاید.”
تشویق پرانرژیِ فنها معلوم بود که حسابی تحت تأثیرش گذاشته.
گفت: “بیاید برای خودمونم دست بزنیم!” و باعث شد همهی طرفدارها برای خودشون هم کف بزنن.
بعد با لحن آروم و صمیمی، به ژاپنی گفت:
“خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم. من بازیگر شما لی جونگیم.”
“یه سال از آخرین برنامهمون اینجا گذشته، ولی شما جوری از من استقبال کردین، با اون همه شوق و انتظار و عشق، که انگار سالهاست منو ندیدین. این همه انرژی شما باعث شد موقع اجرا هم استرس بگیرم، هم هیجانزده بشم، هم خیلی خوشحال.”
همینطور که داشت از خوشحالیِ دوباره دیدنِ فنهاش حرف میزد، جمعیت شروع کرد به جواب دادن:
“دلم برات تنگ شده بود!”
لی جونگی هم با لبخند آروم و یه سری ژست شیرین جواب داد:
“منم دلم براتون تنگ شده بود!”
فن میتینگ امسال فقط طرفدارای ژاپنی رو به خودش جذب نکرده بود؛ از کشورهای مختلف هم اومده بودن—کره، چین، تایوان، سنگاپور، ایتالیا، روسیه و فرانسه. طرفدارها از سرتاسر دنیا خودشون رو به اینجا رسونده بودن.
لی جونگی با لحنی که یهکم هم عذرخواهانه بود، گفت:
“واقعاً خوشحالم که هر جای دنیا که باشین، خودتون رو رسوندین اینجا. ولی یه کوچولو هم معذرت میخوام که باعث شدم اینهمه راه بیاین…”
فنها با مهربونی جواب دادن:
“راهی نبود، مهم نیست!”
این تعامل، هر کسی که تماشا میکرد رو لبخند به لبش میآورد.
جونگی توضیح میده که چطور به این اسم رسیده:
“امروز، فن میتینگ سال ۲۰۲۵مون رو با عنوان “Lucky Draw” برگزار میکنیم.”
بعد با شوخی ادامه میده:
“میدونید که برای شرکت در برنامه ی من باید چیکار کنید، نه؟ باید آماده باشید که یهکم وزن کم کنید! همچنین انرژی—کلی انرژی لازم دارید. آمادهاید؟ اسم این فن میتینگ، “رژیم جوونگی” هم هست. یادتونه که؟”
جمعیت از خنده و تشویق منفجر میشه
(به ژاپنی میگه):
“لطفاً تا آخرین لحظه از این برنامه، برای سلامتی و خوشحالیتون لذت ببرید. میتونید با من بخونین و برقصین، مگه نه؟”
فن ها با هیجان فریاد میزنن: “آره!”
جونگی با انرژی به اجرای بعدیش ادامه میده و میگه:
“تو این یکی به کمک شما نیاز دارم! منم تمام تلاشم رو میکنم! بیاین تا آخر شو خوشحال بمونیم. بزن بریم! سروصدا کنین!”
لی جونگی روی پلههای استیج میشینه و آهنگ “DELETE” رو اجرا میکنه.
با صدای گیتار که یه ملودی رمانتیک و دراماتیک رو میزنه، جونگی با تمام وجودش میخونه؛ آهنگی دربارهی ارادهی قوی برای شروعی دوباره، برای “پاک کردن زخمهای گذشته و ادامه دادن مسیر.”
بعدش آهنگ “Dancing In The Moonlight” رو اجرا میکنه؛ یه آهنگ شاد با حالوهوای سیتیپاپ.
با همراهی دنسراش، حرکات رقصش اون حس نسیم خنکِ شبونه رو تداعی میکنه.
صدای نرم و دلنشینش هم دل فنها رو حسابی آب میکنه.
اجرای خیرهکنندهی جونگی کل سالن رو توی جو هیجان غرق کرده بود.
همین موقع، مجری برنامه روی صحنه ظاهر میشه و بخش گفتوگو رو شروع میکنه.
طرفدارها با صدا زدن “جونگی اوپا!” تشویقش میکنن و جونگی دوباره روی صحنه میاد.
وقتی ازش میپرسن از واکنش فنها چه حسی داره، با خنده میگه:
“خیلی انرژی بالاست!”
بعد با لبخند ادامه میده:
“با اینکه از کشورهای مختلف اومدین، ولی میبینم چقدر توی دادن عشق متحدین و این حجم از انرژی باورنکردنیه . واقعا حس میکنم دارم خواب میبینم.”
وقتی ازش میپرسن توی پرواز وقتش رو چطور میگذرونه، خیلی صادقانه به ژاپنی جواب میده:
“اصلاً خوابم نمیبره. از تکونهای هواپیما خیلی میترسم. هر بار که سوار هواپیما میشم، میترسم.”
بعد از جمعیت میپرسه:
“کسی این حس رو داره؟”
وقتی میبینه بعضی از فنها باهاش همنظرن، با لهجه کاگوشیما (Kagoshima-ben) میگه:
“دسو دسو (ですです؛ یعنی: آره، دقیقاً همینه).”
اینکه انقدر راحت از لهجهی محلی و حتی جملههای سخت ژاپنی استفاده میکنه، باعث میشه شخصیت صمیمی و خاکیاش فاصلهها رو با فنهاش از بین ببره.
در ادامهی فن میتینگ با عنوان “LUCKY DRAW”، یه بخش قرعهکشی اومیکوجی (Omikuji؛ فال ژاپنی) هم اجرا شد.
لی جونگی یه جعبهی چوبی اومیکوجی رو دستش گرفت و کلمهی “اومیکوجی” رو به ژاپنی (با حروف هیراگانا) خوند، که باعث سورپرایز شدن فنها شد.
با لحن افتخارآمیز گفت:
“این که سخت نبود!”
جونگی یه برگهی فال با شمارهی “۱۲” بیرون میکشه و پاکت رو باز میکنه.
روی فالش نوشته شده: “大吉 (دایکیتی؛ یعنی: شانس بزرگ / خیلی خوششانس).”
جمعیت با دیدن این فال با تعجب و تشویق واکنش نشون میده.
جونگی به شوخی میگه:
“من این روزا کلی نگرانم که پروژهی بعدی بازیم چی باشه. به نظرم بهتره این برگهی فال رو بندازم روی فیلمنامهها و هر کدومو که بهش اشاره کرد، همونو انتخاب کنم!”
روی فالش نوشته شده بود:
“آرزوهات برآورده میشه. اگه جایی جدیدی بری، خوششانستر میشی. کلی آرزوی دیگه هم که داری، برآورده میشن.”
جونگی که همهچی اینقدر مثبت از آب دراومده بود، گفت:
“بیدلیل نیست که سرنوشت انقدر مهمه.”
اخیراً جونگی یه فوتوشوت هم توی اوساکا داشته.
توی بخش بعدی برنامه، چندتا از اون عکسها رو به فنها نشون میده.
اولین عکس، روی پل کاموگاوا (Kamo-gawa) گرفته شده.
جونگی به ژاپنی یه خاطره از پشت صحنه تعریف میکنه:
“هوا عالی بود و کلی آدم اون اطراف بودن. یکی از عابرها که داشت عکاسی رو تماشا میکرد، گفت: «وای، این که کرهایه، نه؟» منم تو دلم گفتم، خب هنوز خوب به نظر میرسم که منو شناختن (یعنی هنوز معروفم). بعد اون شخص گفت: «این که آیدل کیپاپه، نه؟»”
با یه لبخند تلخ به شوخی میگه:
“یهذره به غرورم برخورد! وقتی گفتم من بازیگرم، تازه گفت: «آهان! ایلجیمائه!»”
عکس دوم توی کیوتو گرفته شده بود.
جونگی توضیح میده که دوست داشته توی عکسها حالوهوای قدیمی و شلوغی خیابونها رو نشون بده، ولی تنها جمعیتی که دیده، دانشآموزایی بودن که برای اردوی مدرسهشون اونجا بودن!
با این حال، عکس بهخوبی فضای جادویی فانوسها رو نشون میده و حضور لی جونگی وسط اون صحنهها واقعاً چشمنوازه.
عکس سوم حسابی فنها رو غافلگیر میکنه؛
عکسی جذاب از جونگی که با یه پیراهن مشکی خیس و باز که بخشی از سینهش رو نشون میده، جلوی دوربین ظاهر شده.
به عکس اشاره میکنه و با خنده میگه:
“عکاس اون روز یهکم تحت تأثیر جذابیت من قرار گرفته بود.”
بعد یه توضیح حرفهایتر هم میده:
“میخواستیم عکسهایی بگیریم که تمرکزش روی آب باشه. عکاس سعی کرد این جنبهی سکشی منو که با فضای اونجا هماهنگه، به تصویر بکشه، از زاویهها گرفته تا حالتهای صورت، همون چیزایی که میدونیم فنهام دوست دارن ببینن.”
جونگی قول میده اطلاعات بیشتری دربارهی فتوبوک از طریق فنکلاب رسمی اعلام بشه و با این حرف انتظار فنها رو برای انتشارش بالا میبره.
وقتی به خودم میگم نکنه این هم مثل بقیه فنمیتینگها فقط با بازی و گفتوگو بگذره، جونگی ناگهان دوباره هیجان سالن رو میبره بالا؛ با اجراهای پرانرژیای که واقعاً در حد اسم مستعار کنسرتش هست:
“رژیم جونگی (Joon-Gi Diet).”
فنها خودشون هم این اصطلاح رو خوب میشناسن.
جونگی هم همینطور، ولی قبل از اجرا به شوخی تظاهر به تعجب میکنه:
“بچهها، این فقط فنمیتینگ یه بازیگره، چرا همهتون انتظار دارین شبیه کنسرت باشه؟”
جمعیت با صدای بلند میخندن.
جونگی هم با لبخند جواب میده:
“ممنونم! خب، دیگه میرم آماده بشم!”
در حالی که با حوله عرقش رو پاک میکنه، خودش رو برای اجرای بعدی آماده میکنه.
بعد از اون، جونگی آهنگ “Giving Tree” (نسخه ژاپنی) رو اجرا میکنه؛
آهنگی که دربارهی قدرشناسی از فنهاشه—کسانی که همیشه کنارشن.
رقص دقیق و هماهنگ با ملودی نوستالژیک آهنگ، تماشاگرها رو مجذوب خودش میکنه.
توی اجرای بعدی، یعنی “Ma Lady” (نسخه ژاپنی)، ملودی رو طوری میخونه که انگار داره آروم توی گوش کسی که دوستش داره زمزمه میکنه؛ دستش رو هم به سمت جمعیت دراز میکنه.
اون نگاه گرم و مهربون توی چهرش و شیرینی و لطافت صداش، سالن رو پر از احساس و لذت میکنه.
بعد از خوندن اون آهنگهای عاشقانهی شیرین، جونگی حال و هوای یه عاشق دلتنگ رو به خودش میگیره.
وقتی آهنگ “Foolish Love” که در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده بود شروع میشه، با هیجان میگه:
“یادتونه این آهنگو؟ بزن بریم!”
با اینکه آهنگ دربارهی دلشکستگی و عشق یکطرفهست، جونگی مدام با ژستهای بامزه و نشون دادن مدلهای مختلف قلب با انگشت، فنها رو بمبارون میکنه؛
همزمان میخونه:
“فقط تویی برای من. فقط تو رو دوست دارم. این یه عشق احمقانهست.”
بعد ناگهان به حالت خونسرد و باحالش تبدیل میشه و شروع به رپ خوندن میکنه و سالن رو بیشتر به وجد میاره.
جونگی که از هیجان و شور فنها تحت تأثیر قرار گرفته، احساس سرخوشیاش رو اینطور بیان میکنه:
(به ژاپنی)
“من واقعاً خیلی، خیلی خوشحالم.”
(به کرهای)
“بیشتر وقتمو تو خونه بودم و دائم داشتم فیلمنامه پشت فیلمنامه میخوندم، اما حالا اینجام، این فضای شادی رو با آدمایی که دوست دارم شریکم، کلی خوش میگذرونم… انگار یه بغض و احساسی که سالها تو دلم گیر کرده بود رو آزاد کردم و همین باعث میشه احساس کنم الانه که اشکام در بیاد.”
«سال گذشته فکر میکردم بتونم همزمان با تور و دیدار با فنهام، یه پروژهی بازیگری جدید رو هم شروع کنم. اما میدونی، این موضوع «سرنوشت» هست… بعضی وقتا چیزا باید اتفاق بیفتن، بعضی وقتا نه، کلاً بینتیجه میمونن.
متأسفانه یه سال دیگه هم بی نتیجه گذشت. و این فشار روزافزونی که الان حس می کنم، قطعاً نگران کنندست.
من خوبم، حالم خوبه، اما فنهام دوست دارن هر چه زودتر منو تو یه پروژه ببینن، بنابراین… من کلی فیلمنامه خوندم. ولی واقعاً دورهی ناامیدکننده و دلسردکنندهای بوده.»
جونگی بعد به فنهاش اطمینان میده:
«حتی همین الان، وقتی داشتم برای این کنسرت آماده میشدم، با تیم آژانسم دائم در تماس بودم و سعی میکردم بهترین پروژه رو انتخاب کنم. پس ازتون می خوام لطفاً یه کمی بیشتر صبر کنید.»
بعد از خوندن و رقصیدن، جونگی که عاشق فنهاشه، شروع میکنه به جواب دادن به سوالها و درخواستهای اونها.
وقتی ازش میپرسن پلی لیست دویدنش چطوره، به کرهای میگه:
“اول از همه، بارها به فنهام گفتم که دویدن ورزش خیلی عالیایه، هم برای جسم و هم برای ذهن. همچنین وقتی دارم دیالوگا رو حفظ میکنم یا از روی فیلمنامهای که خوندم ایده بگیرم، از زمان دویدن استفاده میکنم تا تخیلم رو تحریک کنم. هر بار که میدوم، کلی ایده به ذهنم میرسه. توی صحنه معمولاً نقش رهبر رو دارم، پس از تخیلم استفاده میکنم تا راههایی برای بهتر نشون دادن نتیجه پیدا کنم. برای من، دویدن بهترین زمان برای تقویت تخیله.”
بعد به ژاپنی اعتراف میکنه:
“یکم خجالت اوره که اینو می گم، ولی من یه جورایی انیمه رو بیشتر از کیپاپ دوست دارم.”
اون با مثالهایی مثل “Jujutsu Kaisen” و “Oshi no Ko” که تماشاشون کرده (موقع دویدن به موسیقیشون گوش میده) فنها رو غافلگیر میکنه.
به کرهای ادامه میده:
“وقتی به موسیقیهای آثار دراماتیک بازیگران دیگه گوش میکنم، یاد اون بازیگرها میافتم، ولی وقتی انیمه میبینم، راحتتر میتونم خودم رو قهرمان انیمه تصور کنم تا وقتی که درام یا فیلمهای واقعی ببینم.”
جونگی میگه گوش دادن به موسیقی انیمه یه روش طبیعی برای شارژ دوبارهی انرژیشه.
مخصوصاً وقتی میخواد سریعتر بدوه، موسیقی انیمه قطعاً لازمه تا انرژیاش رو بالا ببره.
«اخیراً عاشق آروم دویدن شدم.»
جونگی از فنها میپرسه که چه آهنگهایی برای پلیلیست دویدن پیشنهاد دارن.
وقتی بعضی فنها آهنگهای «انکا» مثل «天城越え» و «良作» رو معرفی میکنن، جمعیت کلی میخنده.
یه سری پیشنهادهای دیگه هم شامل موسیقیهای «Neon Genesis Evangelion»، «One Piece» و آهنگهای اجرا شده توسط «Mrs GREEN APPLE» هست.
جونگی با هیجان میگه:
«امروز حتماً موسیقیهای Evangelion، Mrs GREEN APPLE و One Piece رو سرچ میکنم و گوش میدم.»
درخواست بعدی از طرف فنها این بود:
«من استری کیدز رو به عنوان یه گروه کیپاپ و لی جونگی رو به عنوان یه بازیگر خیلی دوست دارم. میشه رقص ‘Chk Chk Boom’ رو انجام بدی؟»
جونگی کمی گیج و سردرگم میگه:
«لی جونگی و استری کیدز، چطوری با هم جور درمیان؟»
ولی در نهایت درخواست رو قبول میکنه و ویدیوی رقص رو نگاه میکنه. به صفحه نگاه میکنه و با تحسین میگه:
«وای، خیلی باحاله!»
ولی خیلی زود تحت تاثیر حرکات دقیق و سریع رقص قرار میگیره و کمی گیج میشه. فنها هم با لبخند به واکنش بازیگر واکنش نشون میدن.
جونگی درخواست می کنه تا ویدیو رو دوباره ببینه. موقع پخش دوباره، تغییری ناگهانی توی چهرهش دیده میشه. جدیت توی نگاهش وقتی که حرکات دست رو تقلید میکنه و سعی داره حرکات رقص رو تحلیل کنه، نشوندهنده حرفهای بودنشه.
با بالا رفتن هیجان فنها، جونگی رقصندههاش رو صدا میزنه روی صحنه. صدای دست زدن فنها سالن رو پر میکنه.
جونگی با لبخند شروع میکنه به حرکت کردن به آرامی، ریتم رو میگیره، و خیلی زود کاملاً متفاوت میشه. انگار که عضوی از استری کیدز شده، خودش و رقصندههاش کاملاً هماهنگ و بینقص میرقصن.
با دستها و بازوهای ضربدری، جونگی حرکت «تفنگ انگشتی» با صدای «بوم» رو بیدردسر اجرا میکنه و جمعیت رو به شدت هیجانزده میکنه.
فنها میگن:
«میخوایم دوباره ببینیم!»
جونگی به درخواست فنها، رقص رو یک بار دیگه اجرا میکنه و اجرای بینقصش تشویقها رو حتی بلندتر میکنه.
در حالی که روی پلهها نشسته، لی جونگی با خنده (به ژاپنی) میگه:
«انگار خواب دیدم.»
بعد با خوشحالی اضافه میکنه:
«احتمالاً اگه درخواست فنم نبود، این کار رو انجام نمیدادم.»
اون با تعهد و دقت زیادی خودش رو وقف کرده تا خواستههای فنهاش رو برآورده کنه.
چنین رفتاری، حرفهای بودن همیشگی جونگی و عشق عمیقش به فنها رو نشون میده—اینکه برای فنهاش همیشه دنبال اجرای بینقصه و هیچ کاری رو سرسری انجام نمیده.
بعد از اون، روی صفحه نمایش کارهای هنری فنها به نمایش درمیاد—تصاویری که عشق و قدردانی واقعی فنها رو به جونگی نشون میده و اینکه چقدر دوست دارن محبتش رو جبران کنن.
جونگی با دقت به هر کدوم از این آثار که تصویری از خودش به عنوان خواننده یا بازیگر در نقشهای مختلفه نگاه میکنه و بابتشون قدردانی میکنه.
حدود دو ساعت از فن میتینگ گذشته که جونگی ساعتش رو نگاه میکنه و با خنده و به ژاپنی میپرسه:
«ما از چه ساعتی شروع کردیم؟ فن میتینگها معمولاً چقدر طول میکشه؟»
مجری هم با شوخی جواب میده: «اگه این یه فن میتینگ معمولی بود، الان دیگه همهتون سوار قطار درحال برگشت به خونه بودین!»
جونگی با لبخند و افتخار میگه:
«فن میتینگ من تازه شروع شده! هنوز انرژی دارید؟»
با یه «فایتینگ!» پرانرژی و گفتن «الان برمیگردم!» جونگی به فنها روحیه میده و برای استراحت از صحنه میره بیرون.
تو این فاصله، گروه موسیقی جونگی به رهبری لیم هیون جون، آهنگ «Hello & Goodbye» رو که یکی از درخواستهای فنها بوده اجرا میکنن و صدای دلنشین لیم فضای سالن رو پر میکنه.
در نهایت نیمه دوم برنامه با پخش کلیپی از سریال جونگی «شمشیر آرامون» شروع میشود درحالی که مه غلیظی روی صحنه پخش میشه و موسیقی باشکوهی در سالن طنینانداز میشه. لی جونگی دوباره روی صحنه ظاهر میشه و اجرای قدرتمندی از قطعه «Chosen One» که یکی از آهنگهای سریال است، به نمایش میگذارد.
بعد از اجرا، وقتی به فنها به ژاپنی میگه:
«امسال بیستمین سالگرد فیلم پادشاه و دلقکه»
، با تشویقهای پرشوری روبرو میشه.
به زودی، ملودی غمانگیز و زیبای آهنگ «سرنوشت» از فیلم پادشاه و دلقک فضای سالن را پر میکنه. انگار جونگی با این اجرا به خودش یادآور میکنه که «سرنوشت» یعنی پیوندی همیشگی؛ اون با نگاهی خیره به دوردستها، حس و حال عاشقانه و لطیفی به اجرا میبخشه.
فنها در سکوت گوش میسپارند و ظرافت صدای جونگی رو تحسین میکنن؛ قطرات اشک در چشمهاش برق میزنه.
بعد از اینکه صدای نرم و لطیف جونگی سالن رو در بر میگیره، اون با اجرای قطعهی پرمحبت و دلنشین «In My Heart» رو ادامه میده.
با دستی که روی قلبش گذاشته، چشمهایش رو میبنده و طوری میخونه که انگار درحال صحبت کرده.
نگاه مهربان و عاشقانهاش به طرف فنها، وقتی میخونه: «من همیشه کنار تو خواهم بود»، باعث میشه فنها با صدای بلند بگن: «ممنونم»، «دوستت داریم» و همراه با تشویق، عشق و قدردانیشون رو ابراز کنن.
با شروعِ «دا دا را دا را»، آهنگ «For You» از سریال Moon Lovers: Scarlet Heart Ryeo به اجرا درمیآد. جونگی میکروفن رو به سمت هوادارانش میگیره و دستش رو به چپ و راست تکون میده—لحظهای که در اون، همهی سالن یکی میشن. همه با هم، با یک صدا، این ترانه رو به زبان کرهای همخوانی میکنن.
بعد از پایان آهنگ، جونگی با لحنی صمیمی و بیپرده اعتراف میکنه:
«راستش وقتی داشتم آهنگ فیلم King and the Clown رو میخوندم، نمیتونستم جلوی اشکام رو بگیرم. چند بار تا یک قدمی خراب کردنش پیش رفتم. مجبور شدم پشت به شماها بایستم تا اشکام رو قایم کنم، ولی خب… اشکام همینطور روی صورتم میاومدن پایین. تهش، فکر کنم قیافهم عجیبتر شده بود!» (با خنده)
اون ادامه میده:
«ما اینجا جمع شدیم که خوش بگذرونیم… ولی من اینطوری اشک ریختم، واقعاً شرمندهم.»
«چند وقت پیش یه گفتوگو با کارگردان لی جون ایک داشتم به مناسبت بیستمین سالگرد King and the Clown.
راستش هم من، هم کارگردان باورمون نمیشد که بیست سال گذشته.
امروز یه دفعه یادم افتاد… خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم وقتی کارگردان بهم گفت:
“تو هیچوقت تو دردسر بزرگی نیفتادی، هیچ وقت زمین نخوردی. همین کافیه. اصلاً لازم نیست دنبال موفقیتهای بیشتری باشی. همینکه همینطوری که هستی بمونی، خودش یعنی یه بازیگر بزرگ. من فقط برای همون برات دعا میکنم.”»
به شوخی می گه:
«ولی یه ذره دلم شکست وقتی کارگردان گفت “لازم نیست موفقیت بیشتری به دست بیاری.”
چون ته دلم یهجوری بود که میگفتم: “ای کاش یه کم موفقتر هم میشدم دیگه…” (میخنده)
بعدش ادامه داد:
«بعد از اون جشن ۲۰ سالگی King and the Clown، حالا اینجام، روی صحنه…
راستش این ۲۰ سال واقعاً با تمام وجودم به عنوان یه بازیگر کار کردم.
کلی اتفاق افتاده، کلی خاطره با هم ساختیم.
درسته که ۲۴ سال از شروع کارم میگذره، ولی از King and the Clown تا الان ۲۰ ساله.
شماها توی این ۲۰ سال کنارم بودین، با هم کلی لحظه رو گذروندیم.
و حالا هم، هنوز کنارم هستین.
همچنان آدمهایی رو کنارم دارم که به گرمی اون روزها رو به یاد میارن.
وقتی داشتم آهنگش رو میخوندم، همهی اون خاطرات ۲۰ ساله یهو اومد جلوی چشمم…
نتونستم جلو احساساتم رو بگیرم.»
«از ته دلم میگم: ممنونم!»
جونگی به ژاپنی قدردانی خالصانهش رو نسپن میده و سالن با کلی تشویق جوابش رو میده.
بعد با انرژی فریاد میزنه:
«
همهی اینا به خاطر شماست که داریم ۲۰ سالگیش رو جشن میگیریم!
بیاید جشن بگیریم! مبارک باشه! گونگگیل، مبارکه!»
(گونگگیل اسم شخصیتشه تو King and the Clown)
لبخندش اونقدر قشنگ و صمیمیه که دل همهی فنها رو آب میکنه.
«خیلی وقت بود اینقدر گریه نکرده بودم. امروز، حسابی سبک شدم!»
جونگی اشکاش رو پاک میکنه و به خوش گذروندن با طرفدارهاش ادامه میده:
«الان میخوام چندتا آهنگ شاد براتون بخونم. آهنگهایی هم هست که مطمئنم دوستشون دارید. حواستون رو جمع کنید ببینید چه اهنگ هایی رو امروز براتون آماده کردم. اگه شناختید، خوشحال میشم باهام همخوانی کنید و با هم کیف کنیم.»
با یه اجرای لطیف ولی پرانرژی، آهنگ «Lemon» از کنشی یونهزو رو میخونه. بعدش هم با انرژی بیشتری، دستش رو تو هوا تاب میده و آهنگ «Zenzenzense (前前前世)» از RADWIMPS رو میخونه؛ یه آهنگ پرهیجان از فیلم Your Name.
حین نوشیدن آب با خنده میگه:
«واو، خوندن به ژاپنی خیلی سخته! من عاشق این آهنگم.»
(به ژاپنی) «کلمهی موردعلاقهم ‘연 (یون)’ـه؛ یعنی سرنوشت یا تقدیر.»
(به کرهای) «به عبارت دیگه ‘인연 (این-یون)’ یا می تونین بگین ‘운명 (اونمیونگ).’»
جونگی ادامه میده:
«هر وقت این آهنگ رو گوش میدم—با اینکه از انیمهست—یه حس گرم و خاص تو دلم ایجاد میشه. البته داستانش عاشقانهست، ولی این انیمه باعث شد به یه آیندهی گرم و پر از امید فکر کنم.»
جونگی انقدر با صداقت از عشقش به انیمه حرف میزنه که دل همه رو میبره.
زمان با سرعت میگذره.
تا جونگی میگه (به ژاپنی):
«خب، حالا دیگه آخرین آهنگه…»
فنها با صدای بلند فریاد میزنن: «نهههههه!» و نمیخوان تموم بشه.
جونگی با لبخند میپرسه:
«امروز بهتون خوش گذشت؟»
(به کرهای) «واقعا براتون وقت شاد و سرگرم کننده و معنیداری بود؟»
«من فقط یه آدم کوچیکم که شاید بتونه یه ذره خوشحالی به زندگیتون بیاره… شاید هم بتونم یه تأثیر مثبتی توی زندیگتون بذارم. بله دوست دارم همیشه منو به عنوان یه آدم مفید و گرم به یاد بیارید.
بیاید همهمون خوشحال زندگی کنیم!»
بعد هم شروع میکنه به خوندن آهنگ For Us (نسخه ژاپنی) که بازتاب آرزوها و محبتش برای فنهاست.
با یه پیام از ته دل میگه:
«دوستتون دارم همهتون رو!»
جونگی انگشتاشو به شکل قلب درمیاره و بوس هوایی میفرسته؛ صدای گرم و واضحش توی سالن طنین میاندازه و عشقش رو به همه منتقل میکنه.
بعد از خداحافظی با فنها، از صحنه میره بیرون.
حالا سه ساعت از شروع مراسم گذشته ولی یا تشویق پراشتیاق طرفدارها و فریاد ‘Encore’ ادامه پیدا می کنه و حاضر نیستن جونگی رو به این راحتی رها کنن.
خیلی زود، تیم رقص صحنه رو آماده میکنن و جونگی برای اجرای encore برمیگرده روی صحنه.
با آهنگ پرانرژی «Can’t Be Slow» شروع میکنه؛ آتیشبازی روی صحنه روشن میشه و جونگی با لبخند میخونه:
«میخوام صداتونو بشنوم!»
فنها هم با یه «هی!» بلند جوابش رو میدن و کل فضای سالن رو حسابی پر از انرژی میکنن.
بعدش با کاور آهنگ «Standing Next To You» از جونگوک ادامه میده. جونگی با حرکات پای دقیق و رقص نرم و حرفهایش، سالن رو به وجد میاره و شور و هیجان رو به اوج میرسونه.
جونگی نفسنفسزنان روی پلهها میشینه و با یه خنده از ته دل رضایتش رو نشون میده. سریع یه کلاه سرش میذاره و با یه لحن بازیگوشانه و به ژاپنی از فنهاش میپرسه:
«چطور شدم؟»
یه نگاه شیطنتآمیز هم به چهرهاش میده؛ انگار میخواد بگه: «هنوز کلی برنامه براتون دارم!»
وقتی فنها با صدای بلند میگن: «خیلی باحالی!»
جونگی هم با یه سری رقص رباتی بامزه بهشون جواب میده و اینطوری انتظارات طرفدارهای رو بیشتر می کنه.
جونگی یکم طرفدارهاشو اذیت میکنه و به ژاپنی میگه:
«خب… حالا دیگه آهنگ آخره…»
فنها با نارضایتی شروع میکنن به غر زدن
جونگی هم از واکنششون حسابی کیف میکنه و با یه لبخند بزرگ ادامه میده:
«(به کرهای) تا الانش من خوندم و اجرا کردم، دیگه نوبت شماست که جشن بگیرین اگه نمیخواید برید خونه،درسته؟»
بعدش با انرژی اعلام میکنه:
«الان وقت مهمونی رقصه!»
با یه «بزن بریم!» سالن رو منفجر میکنه و با کاورهای شیک و پرقدرت از آهنگای G-Dragon مثل «POWER»، «HOME SWEET HOME» و «TOO BAD» همه رو به وجد میاره.
وقتی آهنگ «That That» از Psy شروع میشه، جیغ های گوش خراش طرفدارها هیجان رو به اوج خودش می رسونه.
بعد از اون اجرای پرشور و هیجان، جونگی وسط پلههای سن دولا میشه و طوری ادا درمیاره که انگار میخواد از پلهها پایین بره و غیبش بزنه! دستشو به نشونه خداحافظی تکون میده و با حرکات بامزهاش، جمعیت رو به خنده میاندازه.
زیر لب، به ژاپنی میگه:
«پاسیفیکو! چقدر گرمه! کی کولر رو خاموش کرده؟»
در حالی که عرقش رو پاک میکنه، خودش رو برای آخرین اجرای شب آماده میکنه.
«خب، حالا واقعاً وقت خداحافظیه… راستش رو بخواید، امشب من اونیم که بیشتر از همه قدردانه. خیلی وقته که اینقدر عرق نریخته بودم، اینطور اشک نریخته بودم، اینطور با تمام وجود اجرا نکرده بودم… شما باعث شدید دوباره حس زنده بودن بهم برگرده. دوباره کلی انرژی گرفتم و واقعاً به خاطرش ازتون ممنونم.
من مطمئنم زمانی که امشب با هم گذروندیم، در نهایت به یه نتیجه ارزشمند دیگه منجر میشه. واسه همینه که بیشتر هم خوشحالم. قول میدم این همه محبت و حمایتی که ازم کردید رو جبران کنم.»
جونگی ادامه میده:
«تا دفعه بعدی که همدیگه رو ببینیم، اول از همه باید حواسمون به سلامتیمون باشه. اگه سالم نباشیم، نمیتونیم دوباره همدیگه رو ببینیم، نمیتونیم دنیای قشنگتری رو ببینیم. دعا میکنم که همیشه سالم و سرحال باشید!
الان یه آهنگ جدید میخوام براتون بخونم، این آخرین هدیه منه برای امشب.»
«بیاید با هم اینو تموم کنیم. (به ژاپنی) این بود بازیگر شما، ACTOR لی جونگی.»
با احترام خم میشه و شروع میکنه به خوندن آهنگ “Genki Wo Dashite (元気を出して)” از ماریا تاکئوچی.
جونگی تا نزدیک فنها میاد، و با اون صدای نرم و گرمش دل همه رو آروم میکنه.
جونگی کلاهش رو برمیداره و با لبخندی پر از شادی خداحافظی میکنه:
«خیلی خیلی ممنونم. امشب واقعاً بهم خوش گذشت. همه شما، برای من مثل خانوادهاید، منبع انرژیم هستید. ممنونم که تا آخر اینجا بودید. مراقب خودتون باشید… دوستتون دارم.»
با احترام و مهربونی به تکتک فنها تعظیم میکنه و خداحافظی میکنه، و از صحنه خارج میشه.
فن میتینگ جونگی با سه ساعت و نیم زمان، پر از هیجان و لذت بود. شبی که از عشق جونگی به فنهاش و حرفهایگریش لبریز بود.
توی صدای آرومش، صداقت رو حس کردیم؛ توی رقصهاش، پختگی؛ و توی ارتباط نزدیکش با فنها، انرژی فوقالعادهش رو دیدیم.
فضایی که اون امشب خلق کرد، خودش بهتنهایی یک شادی و خوشحالیه. این «این-یئون» (سرنوشت و پیوند) بود که ما رو امشب کنار هم جمع کرد.
برای ما، تک تک طرفدارها، این لحظهها و خاطرههای قشنگ، توی قلبهامون ثبت شده و تا همیشه مثل یک نور روشن، میدرخشه.



