Beyond MemoryMagazinephoto bookStarTranslation

مصاحبه مجله ی Star- بخش اول

مصاحبه ی جونگی با مجله ی Star (وژرن کره)

س: فصل‌ها عوض شدن و دوباره لی جونگی رو می‌بینیم. این مدت چطور بودی؟
جونگی: داشتم پیشنهادهای پروژه‌های بازیگری جدید رو بررسی می‌کردم و همزمان یه سری فیلم‌برداری هم انجام می‌دادم. هوا خیلی گرمه، ولی حسابی دارم لذت می‌برم؛ ورزش می‌کنم، عرق می‌ریزم و به جاهایی سفر می‌کنم که بتونم از منظره‌های فوق‌العاده‌ی اواسط تابستون لذت ببرم. چند ماه پیش موقع عکاسی برای The Star کلی خاطره‌ی خوب ساختم، برای همین دلم می‌خواد هرچه زودتر برم سراغ یه پروژه‌ی جدید و در کنار همکارهای فوق‌العاده‌ام کار رو شروع کنم. این روزها هم با هیجان منتظر رسیدن اون روزم.

س: فوتوبوک «Lee Joon Gi in Taipei» که بهار امسال عکاسیش رو انجام دادیم، بالاخره چند ماه بعد برای طرفدارهای سراسر دنیا منتشر شد.
جونگی: به طرفدارهای تایوانی‌ام گفته بودم که حتما یه روز دوست دارم به تایوان سفر کنم. بالاخره این فرصت برام پیش اومد و واقعا از سفرم حسابی لذت بردم. خیلی خوشحال بودم که تونستم با طرفدارهای اونجا دیدار کنم و از حال‌وهوای تایوان، که انرژی پویاش رو با زیبایی طبیعتش ترکیب کرده، لذت ببرم. می‌خوام از همه‌ی کسایی که روی این پروژه کار کردن تشکر کنم که این فرصت رو برام فراهم کردن تا خاطره‌های گرم و صمیمانه و لحظه‌های فوق‌العاده‌ای بسازم که همیشه برام ارزشمند می‌مونن. همین‌طور خیلی هیجان‌زده‌ام که زیبایی و جذابیت تایوان رو به طرفدارهای کشورهای دیگه نشون بدم و اونجا رو به‌عنوان یکی از مقصدهای گردشگری که حتما باید دید، معرفی کنم. امیدوارم آدم‌های خیلی بیشتری به تایوان سفر کنن و همون حس خوشحالی‌ای رو که من تجربه کردم، احساس کنن.

س: توی سفر عکاسی در تایپه، خاطره‌ی خاصی هست که هیچ‌وقت یادت نره؟
جونگی: اینکه آزادانه توی خیابون‌ها قدم زدم و از نزدیک زندگی روزمره‌ی مردم تایوان رو دیدم، باعث شد خاطره‌های شیرین و بیشتری از تایوان برام ساخته بشه. چیزهایی که از نزدیک، حین تماشای زندگی مردم اونجا دیدم و حس کردم، به‌شکل کاملاً طبیعی توی این فوتوبوک منعکس شده.
مطمئنم طرفدارهام هم این حس واقعی و صمیمی رو به‌خوبی لمس می‌کنن. همین چیزها باعث شدن خاطره‌هام از تایوان برام خاص‌تر بشن.

س: این عکاسی باعث شد چه چیزهای جدیدی درباره‌ی خودت کشف کنی؟
جونگی: راستش بیشتر از اینکه چیز جدیدی درباره‌ی خودم کشف کنم، دوباره یه سری ویژگی‌هام یادم اومد. قبل از این سفر به تایوان، یه کم احساس استرس می‌کردم و انگار انرژیم تحلیل رفته بود. اما همین که دوباره سر صحنه برگشتم، دوباره به همون آدم پرشور و پرانرژی همیشگی تبدیل شدم. وقتی این انرژی، خودبه‌خود از وجودم بیرون زد، دوباره با خودم گفتم: «آه! همین که برگشتم به این فضای خلاقانه، جایی که کنار آدم‌هایی که دوستشون دارم با هم چیزی خلق می‌کنیم، این انرژی شاد دوباره توی وجودم آزاد می‌شه. انگار دارم دوباره یه زندگی دیگه رو تجربه می‌کنم.»
علاوه بر این، حس کردم روحم پاک‌تر شده و با خودم فکر کردم: «من عوض نشدم؛ هنوز هم همون انرژی روشن و مثبت رو دارم.» این تجربه یه فرصت دیگه بود تا دوباره خودم رو بشناسم؛ کسی که همیشه با نگاه یه مسافر به دنیا نگاه می‌کنه، مسافری که با کنجکاوی بی‌پایان نسبت به مکان‌ها و آدم‌ها، درباره‌ی دنیا سوال می‌کنه؛ درست همون‌طور که همیشه بوده.

س: این خیلی تحسین‌برانگیزه که همچنان ارتباط نزدیکی با طرفدارهات داری، از جمله فن‌میتینگ ژاپنت که بعد از این عکاسی در تایپه برگزار شد. تو و طرفدارهات مدت خیلی طولانیه که کنار هم موندین.
جونگی: بعضی وقت‌ها وقتی طرفدارهام رو می‌بینم، اونایی که قبلا دانش‌آموز یا دانشجو بودن و حالا بزرگ شدن و خانواده خودشون رو دارن، ناخودآگاه گذشته توی ذهنم زنده می‌شه. ما به هم اعتماد کردیم و از هم محافظت کردیم، و اون‌ها با حمایتشون و عشقی که بهم دادن، به زندگی من گرما بخشیدن. دیدار با طرفدارهام همیشه یکی از بزرگ‌ترین منابع قدرت برای من بوده.
گذروندن وقت در کنار همه‌ی شما که این همه سال کنارم موندین، برای من هم زمانیه برای التیام پیدا کردن و هم برای یاد گرفتن، و هر بار، صفحه‌ی تازه‌ای از خاطره‌های ارزشمندمون نوشته می‌شه. برای همین می‌خوام بیشتر تلاش کنم و خودم رو به چالش بکشم تا بتونیم با هم لحظه‌های شادتر و پرمعناتری بسازیم. از صمیم قلب از همتون ممنونم.

س: همکاری با بازیگرهای کشورهای مختلف در «kiDnap GAME» که یه پروژه‌ی مشترک بین‌المللیه و قراره اواخر امسال منتشر بشه، چه تجربه‌ای برات داشت؟
جونگی: کنار اومدن و کار کردن باهاشون، در حالی که زبان‌ها و شیوه‌های مختلف ارتباط برقرار کردن رو یاد می‌گرفتم، لحظه‌های خیلی جالب و لذت‌بخشی برام ساخت. قطعا کار آسونی نبود، اما فهمیدم هرچقدر هم کار کردن سر صحنه سخت باشه، تا وقتی اشتیاق و اراده‌م برای خلق چیزهای جدید رو حفظ کنم، می‌تونم اون رو به یه مسیر مداوم برای یاد گرفتن و کشف کردن تبدیل کنم.
برای من تجربه‌ی به‌خصوص خوشحال‌کننده‌ای بود، چون آدمی هستم که وقتی از دل چالش‌های بی‌وقفه‌ای که سر صحنه باهاشون روبه‌رو می‌شم، چیزهای جدیدی کشف می‌کنم، از اون حس هیجان و موفقیت واقعا لذت می‌برم. از همکاری با گروه تولید و بازیگرهایی که از کشورهای مختلف بودن، خیلی چیزها فهمیدم و یاد گرفتم، برای همین از همین حالا دلم برای کار کردن دوباره کنار اون‌ها سر صحنه تنگ شده. از همه‌ی اعضای گروه تولید، بازیگرها و همین‌طور کارگردان که برای راهنمایی کردن ما در تمام کارهایی که انجام می‌دادیم، از هیچ تلاشی دریغ نکرد، صمیمانه ممنونم.

س: توی فیلم‌برداری این سریال چه چیزی برات به‌خصوص جالب و سرگرم‌کننده بود؟ چه چیزهایی یاد گرفتی؟
جونگی: از اونجایی که مجبور بودم به چند کشور مختلف سفر کنم و فیلم‌برداری رو مخفی نگه دارم، این موضوع فشار و استرسی که در روند بازی و فرآیندهای خلاقانه‌ام داشتم رو بیشتر می‌کرد. اما در واقع یاد گرفتم که از حضور در سر صحنه، مثل یه مسافر لذت ببرم؛ چون توی زمان‌های استراحتم فرصت داشتم زندگی‌های مختلف مردم رو در اون کشورها از نزدیک ببینم.
برای یه بازیگر، فقط اینکه با چشم‌های خودش تماشا کنه مردم محلی چطور زندگی روزمره‌شون رو می‌گذرونن، اون صحنه‌ها رو توی ذهنش ثبت کنه و با قلبش حسشون کنه، منبع بزرگی از الهامه. من اون روزهایی رو که به شکل مثبتی منو تحت تأثیر قرار دادن و بهم آرامش دادن، خیلی ارزشمند می‌دونم.
همون روزها زمانی بودن که این آگاهی توی من شکل گرفت: «شاید من به‌عنوان یه بازیگر، دقیقا در جایگاه خوبی هستم تا چالش‌های متنوع و زیادی رو تجربه کنم.»
البته حتی همین حالا هم لحظه‌های خوشی رو تجربه می‌کنم؛ لحظه‌هایی که با تمام تلاشم سعی کردم با بازیگرها و عوامل کشورهای مختلف ارتباط برقرار کنم و حالا منتظر نتیجه‌ی تمام تلاش‌ها و همکاری‌های مشترکمون هستم.

س: حالا که دوباره به حالت عادی خودت برگشتی، «ذهنیت لی جونگی برای گذروندن این تابستون» چیه؟
جونگی: تابستون از بین همه‌ی فصل‌ها مورد علاقه‌ی منه، چون با اینکه هوا گرمه، اما آب‌وهوا برای عرق ریختن و فعالیت کردن عالیه. این فصلیه که با دویدن و حتی یه مقدار حرکت کردن، می‌تونی از ورزش و آرامش گرفتن، دو برابر بیشتر از هر فصل دیگه‌ای بهره ببری.
اینکه توی زندگی روزمره‌ت از تابستون لذت ببری خیلی خوبه، اما چطوره که از این تابستون گرم و فوق‌العاده با سفر کردن، رفتن به جاهای کمتر شناخته‌شده، خوشحال بودن و عرق ریختن، یا حتی یه پیاده‌روی ساده، دویدن آروم یا دویدن معمولی لذت ببری؟
من باور دارم تابستون فصلیه که اجازه می‌ده آزادی رو تا بیشترین حد ممکن تجربه کنی.

س: هنوز هم به دویدن علاقه داری؟
جونگی: دیگه مثل قبل با سرعت زیاد نمی‌دوم، اما بیشتر با سرعت متوسط می‌دوم؛ مثلا دویدن پیوسته، آروم دویدن و بعد در فاصله‌هایی تند راه رفتن. بیشتر جذب این شدم که ساعت‌های طولانی‌تری رو صرف تماشای دنیا کنم، حس کنم دنیا چطور نفس می‌کشه و آدم‌ها رو مشاهده کنم.
تابستون انگار فصل مورد علاقه‌ی همه‌ی دونده‌هاست. خیلی از آدم‌ها صبح زود یا آخر روز بیرون میان تا حال‌وهوای صبح زود و شب رو حس کنن. برای همین پیشنهاد می‌کنم علاوه بر دویدن در وسط روز که هوا گرمه، از دویدن‌های صبحگاهی و شبانه هم لذت ببرید.

س: وقتی می‌دوی به چی فکر می‌کنی؟
جونگی: به چیزهای خیلی زیادی فکر می‌کنم؛ موقعیت‌هایی رو که توی فیلمنامه‌هایی که می‌خونم تصور می‌کنم، برداشت‌های خودم از صحنه‌های فیلم‌هایی که دوست داشتم رو خلق و اجرا می‌کنم، یا تصویرهای ذهنی خیلی دقیق و مشخصی از تمام مسئله‌هایی که توی ذهنم دارم می‌سازم.
همچنین به آدم‌هایی فکر می‌کنم که زندگی متفاوتی نسبت به من دارن، و وقتی به آهنگ‌ها و پادکست‌های مورد علاقه‌ام گوش می‌دم، اجازه می‌دم تخیلم آزادانه پرواز کنه.
همیشه به دوستام می‌گم: «توی اون ۳ تا ۴ ساعتی که می‌دوم، حس می‌کنم وارد یه بعد دیگه از آگاهی خودم می‌شم؛ انگار دارم به صفحه‌ی لودینگ روی صفحه‌ی کامپیوترم خیره می‌شم.» (می‌خنده)
بدنم داره به جلو حرکت می‌کنه، اما توی ذهنم، تخیلاتم مدام گسترش پیدا می‌کنن و من همچنان تلاش می‌کنم به دنیاهای جدید وصل بشم، بدون اینکه اصلا به گذر زمان توجه کنم.
برای همین الان دیگه مثل قبل هدف‌هایی مثل رسیدن به سرعت یا شدت مشخصی برای دویدن تعیین نمی‌کنم. مدت زمان دویدنم حالا به این بستگی داره که چه زمانی وارد این دنیاهای خیالی می‌شم و چه زمانی ازشون بیرون میام.

س: برای آدم‌های مبتدی که می‌خوان به اندازه‌ی لی جونگی عاشق دویدن بشن، چه توصیه‌ای داری؟
جونگی: اگه شما به‌عنوان یه مبتدی، به دویدن فقط به چشم یه ورزش نگاه کنید، ممکنه خیلی زود ازش خسته بشید. پیشنهاد می‌کنم بهش به چشم یه سرگرمی نگاه کنید؛ یه زمان تنهایی برای خودتون که توش روزتون رو مرور کنید یا زمان و فضای بیشتری به چیزهایی بدید که اخیرا ذهنتون رو درگیر کردن.
به آدم‌های مبتدی پیشنهاد می‌کنم وقتی از خونه بیرون می‌رن، ۱۰ تا از آهنگ‌های مورد علاقه‌شون رو آماده داشته باشن و برای مسیر برگشت هم ۱۰ آهنگ دیگه انتخاب کنن. بعد، این فعالیت رو کاملا مال خودتون کنید.
به‌جای اینکه خود دویدن رو هدف قرار بدید، به خودتون بگید هدف فقط اینه که دنیای بیرون رو تماشا کنید، آرامش بگیرید و از زمان تنهایی خودتون لذت ببرید.

س: این روزها روزت چطور می‌گذره؟
جونگی: چیز خاصی نیست. فقط مدت زیادی فیلمنامه می‌خونم یا ویدیوها و فیلم‌های مورد علاقه‌ام رو تماشا می‌کنم. یا چیزهایی رو تایپ می‌کنم، برای مدت طولانی می‌دوم یا پیاده‌روی می‌کنم و سعی می‌کنم هر روز حداقل یه ساعت ورزش کنم.
اخیرا به سفر تنهایی علاقه‌مند شدم، برای همین خودم رو به چالش کشیدم که این کار رو انجام بدم. سعی می‌کنم از این سبک زندگی، درس‌هایی یاد بگیرم.
توی دهه‌ی ۲۰ و ۳۰ سالگی‌ام، خودم رو توی یه زندگی بدون آزادی محدود کرده بودم و بدون خستگی کار می‌کردم. اما حالا می‌خوام به خودم یه پاداش بدم و به خودم بگم: «خودت رو از دنیا جدا نکن؛ برو بیرون، چیزها رو حس کن و ببین.»
یعنی می‌خوام به خودم اجازه بدم که به سمت یه زندگی بازتر حرکت کنم، نه یه زندگی بسته و محدود.

س: معمولا توی خونه چه کارهایی انجام می‌دی؟
جونگی: بیشتر وقتم رو توی خونه با تماشای ویدیوها و فیلم‌ها می‌گذرونم. می‌بینم که مدام دارم خیال‌پردازی می‌کنم، ازش لذت می‌برم و عمیق‌تر وارد نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی می‌شم که دارم. همین‌طور وقتی فیلمنامه‌ها رو می‌خونم، چیزهای مختلفی رو توی ذهنم تصور می‌کنم.
مثل قبل سعی کردم برای خودم آشپزی کنم، اما با خودم می‌گم: «این دیگه خیلی دردسر داره»، و آخرش انجامش نمی‌دم، که یه کم باعث تأسفه. (می‌خنده)

س: اخیرا بیشتر از انجام دادن چه کاری لذت می‌بری؟
جونگی: اخیرا از پیدا کردن و رفتن به «مت‌جیب» (matjib) لذت می‌برم(یعنی جاهایی که حتما باید برای خوردن و نوشیدن بهشون سر زد). کم‌کم از لذت تجربه کردن انواع مختلف غذاها خوشم اومده. مخصوصا خیلی جذب این شدم که دنبال جاهایی بگردم که آبجوی تازه و عالی سرو می‌کنن. (می‌خنده)
برای اینکه از کل این روند لذت ببرم، مهمه که واقعا خودم دست به کار بشم؛ یعنی به‌جای رانندگی کردن، پیاده راه برم، بدوم و از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کنم. این‌طوری حتی بهتره، چون می‌تونی از بخش‌های کوچیک و ریز سفرت هم لذت ببری.
از این به بعد هم می‌خوام به پیدا کردن چیزهای کوچیک و دوست‌داشتنی توی زندگی روزمره ادامه بدم. این روزها مدام به این فکر می‌کنم و متوجه می‌شم که چیزهایی که من هیچ‌وقت انجام ندادم، برای آدم‌های دیگه فقط یه بخش عادی از زندگی روزمره‌شونه.

س: چی باعث می‌شه «من، لی جونگی» تعریف بشم؟
جونگی: من باور دارم «همین‌طوری که الان، در همین لحظه هستم» چیزیه که من رو تعریف می‌کنه. چون این خودِ منِ الانم هستم که با واقعی‌ترین دغدغه‌های خودم روبه‌رو می‌شم و باید برای اون مشکلات، واقعی‌ترین روش‌ها و راه‌حل‌ها رو پیدا کنم.
همچنین این خود منم که در حال کار کردن برای ساختن نتیجه‌های فوق‌العاده برای آینده‌ام هستم. فکر می‌کنم اون لحظه‌ایه که می‌تونم بهترین نسخه‌ی خودم باشم.
برای همینه که تمام تلاشم رو می‌کنم خوب زندگی کنم و امروز رو به بهترین روز خودم تبدیل کنم. من به مسیر الانم باور دارم و وقتی گاهی دچار تردید می‌شم، سعی می‌کنم به خودم روحیه بدم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا