خانه / Magazine / Arena Homme / Arena Magazine/September2016

Arena Magazine/September2016

ترجمه ی مجله ی ارنا مربوط به پارسال(۲۰۱۶)

ادامه…

موضوع
جلوگیری از سوتفاهم
اگر فکرمی کنید لی جونگی رو می شناسید؛ در حقیقت شما به هیچ وجه نمی شناسید

رفتی پوستت رو برنزه کردی؟
من برای فیلمبرداری یک کم تیره شدم.

هرگز تصور نمی کردم پوست تیره مناسبت بشه
این خوبه؟(هاهاها)

مثل خواننده ها شدی.کی با آلبوم بعدیت برمیگردی؟بخاطر اینکه بعد از بیشتر از یک سال٬ دوباره در کره درحال انجام پروژه ای.
درسته. من بعد از تقریبا یک سال در عاشقان ماه-قلب سرخ ریو ظاهر خواهم شد. اما در حال کار بودم. استراحت نمی کنم. من همچنین در یک فیلم چینی بودم. فیلمبرداری عاشقان ماه در ژانوری آغاز و در جون تمام شد.

همچنین فیلم رزیدنت اویل:قسمت آخر هم وجود دارد. تو با میلا جوویچ بازی کردی
من میخوام بگم که من رزیدنت اویل رو تجربه کردم. من یک نقش کوچک داشتم. بنابراین این٬ این گفتن اینکه با میلاجوویچ بازی کردم بزرگ کردنشه. اون یک تجربه خاص در حد کیمیا بود. البته من طرفدار سری فیلمهای رزیدنت اویل هستم. اما در واقعیت من این چالش رو قبول کردم چون می خواستم درباره سیستم هالیوود یاد بگیرم. چون اون جاییه که من واقعا میخوام یک روز برم.

دیدین هالیوود از نزدیک چطور بود؟
مهیج بود؛ بخاطر اینکه سیستمشون برام آشنا نبود. من همیشه در کار با ذهنیتی شدید ظاهر میشم؛ اما آنها بیشتر سیستم حرفه ای رو پشت سر گذاشته بودند.
در مجموعه پشت سر گذاشتن روش به همه کمک کرد تا در محل فیلمبرداری راحت باشند. این واقعا عالی بود. من بیشتر از همه یادگرفتم کاری کنم همه در محل فیلمبرداری احساس راحتی کنن. برای اینکه در زمان فیلبرداری به مدت طولانی احساس آرامش داشتم. من همونطور که مجموعه رو از دور مشاهده میکردم؛ تونستم درباره چیزهای مختلفی فکر کنم.

 در یک سال گذشته لی جونگی چه نوع مردی شد؟
من زیاد زمان شخصی نداشتم برای خودم. من به تعطیلات نرفتم. من قرار نزاشتم و اوقات سرگرمی زیادی با دوستان دیگر نداشتم. من استراحت نکردم و انواع کارها رو انجام دادم. اگر الان در مقایسه با یک سال پیش چیز جدیدی وجود داره…من نمیدونم. فکرکنم خسته کننده تر شدم(هاهاها).

این جالبه که چرا اینطور فکر میکنی؟
من همیشه کسی بودم که از زندگی شخصیم زیاد لذت نمی برم. من حتی اگر وقت بیشتری داشته باشم هم لذت نمی برم. چون من مسئولیت پذیری یا وظیفه شدیدی برای کار دارم. من در نهایت خیلی در کار غرق میشم جوری که وقتی زمان دارم نمیدونم چطور خوش بگذرونم. من نمیدونم چطور با خودم وقت بگذرونم.

من امیدوارم امروز لی جونگی رو خسته کننده تر ببینم. کسایی که یک کوچولو می شناسنت تو رو یک شخص رقابت طلب شرح دادن. خوب نیست اگر حالا آرام باشی یا بزاری یک کم ببازی؟ درحقیقت٬ لی جونگی کنونی خیلی با قبل فرق داره.
من هم این روزها به این راه فکر میکنم؛ به همین جهت اخیرأ پرژه هایی انتخاب میکنم که شامل بخش های راحت و قوی هستند. عاشقان ماه درامایی نیست که نیاز باشه از طریق وب تون دنبال بشه و همچنین به طریقی واقعیته.
وقتی من دوستانم رو ملاقات می کنم؛ همیشه سعی میکنم بخندونمشون و فضای دوستانه ای بسازم. اما حالا(در اون لحظه)٬ من درباره چیزی فکر نمیکنم و به خودم اجازه میدم راحت باشم؛ به جای اینکه بخوام تلاش کنم چیزی رو به کسی نشون بدم. اجازه میدم محتاط باشم. با خودم فکر می کنم: سعی کن هه افکار و خواسته هات رو بریزی دور و برای اولین بار بری گردش.

چنین چیزی هم هست؟ فقط خودت بری یک طرفی ؟
من احساس تنهایی میکنم و یک عالمه نگرانی دارم. مسافرت به تنهایی٬ در حقیقت چیزیه که قادر به انجامش نیستم. من قطعا خیلی احساس تنهایی می کنم. من نیاز دارم مردم دورم باشن. تنها بودن یک جای دور از اون نوع چیزهاییه که بهم استرس میده. البته ممکنه بتونم در زمان تنهایی چیزهایی یاد بگیرم؛ اما من مدلی هستم که احساس راحتی نمیکنم و نمی تونم ازش لذت ببرم.

فکر کنم میخوای بگی وقتی کار میکنی احساس تنهایی نمیکنی
درسته. وقتی برای احساس تنهایی ندارم(هاهاها)

کمی تاسف برانگیزه که با عاشقان ماه برگشتی؛ برنامه ی قبلی تو٬ دانشمند شبگرد بوده و همچنین تو تفنگدار چوسان و آرانگ و دادرس رو هم انجام دادی. بخاطر همین میگیم لی جونگی در چنین دراماهایی.
همه فکر میکنن من دوباره یک سریال تاریخی بازی کردم. همچنین طرفدارهای زیادی هستن که ردش میکنن. هروقت باید یک پروژه انتخاب کنم؛ استرس می گیرم. چون مهم نیست چقدر برنامه خوبیه؛ من جدا از اون باید به جایگاه سریال های تاریخی فکر کنم. قطعا لحظاتی وجود داره که حس میکنم باعث تاسفه. هرچند زیاد می سنجم؛ فرصت های زیادی برای با هم کارکردن با بازیگران زیادی در این مجموعه وجود داشت: کدوم مهم بود. همچنین تونستم در نقش شاه بازی کنم. من قبلا نقش شاه رو بازی نکردم. همچنین مکررأ در نقشهای یکسان بازی کردن میتونه محدودیت به وجود بیاره. اما از طرف دیگه این معنی رو میده که در آینده چیزهای زیادی وجود داره که میتونم نمایش بدم.

بخاطر اینکه خیلی چیزها وجود داره که قبلا انجامش ندادی؛ پس چیزهای زیادی هست که نمایش بدی؟
مردم بعضی وقتها میگن؛ بنظر میرسه لی جونگی نمیتونه کاری رو اشتباه انجام بده. انگار نمیتونه بدو بی راه بگه. بخاطر اینکه همیشه نقش شخصیتهای قوی و درستکار یا یک چیزی مرتبط با فانتزی رو بازی میکنه. اما در حال حاضر تعداد زیادی پروژه وجود دارد که میتونه به شکستن این تصویر کمک کنه.
و اگر من تصمیم بگیرم انجامش بدم؛ میتونم به خوبی بدو بی راه بگم. خوب بازی کنم و به خوبی با دیگران همراه بشم. البته هدف بزرگ در ذهن من بعد از این٬ بازگشت با برنامه های مدرن هست. نه این هدف نیست. این باید بشه(هاهاها).

در عاشقان ماه تو یک شخص هیولا مانند ترک شده رو بازی کردی. مردی که در آینده شاه شد ؛ همچنین پیچش و دو چهره داره. چرا لی جونگی همیشه چنین شخصیتهایی رو در سریال های بزرگ بازی میکنه؟
خوشبختانه من سریال های تاریخی زیادی انجام دادم و من معمولأ شخصیتهایی رو نشون دادم که رشد کردن یا محدودیت ها رو شکست دادن. من آرزو دارم انواع مختلفی از مردم رو به تصویر بکشم. من از توانستن به تصویر کشیدن شخصیتهایی با هر نوع محدودیت بیان در سریال های فانتزی که تاحالا بازی کردم؛ هیجان زده شدم.وقتی با مردمی که تونسته بودن با کاراکترهایی که بازی کردم ارتباط برقرار کنن روبرو شدم هیجان زده شدم.

تو همچنین گفتی نمایش چیزهای مختلف در یک اثر مهمه. اونطور که یک درام شاید تاریخی باشه؛ اما همزمان ملودرام و فانتزی هم هست. اکثرا به یک ژانر محدود نیستند.

من همیشه یک آدم حریص بودم. من طمع دارم چیزهای مختلفی رو نمایش بدم. بخاطر اینکه از فعالیت فیزیکی خوشم میاد؛ من معمولا شخصیتهای رو بازی میکنم که نیاز به احساسات پیچیده ای دارند؛ حتی وقتی سکانس های اکشن زیادی وجود دارد. اما همچنین اگر من چیزهای زیادی رو به نمایش بزارم بینندگان خسته میشند. البته که اونها خسته میشند.


چرا انقدر زیاد اکشن دوست داری؟
من فکر میکنم اکشن یکی از ویژگیها و توانایی های من هست. اما تا کی میتونم اینطوری از بدنم استفاده کنم؟ زمانی میرسه که نمیتونم انجامش بدم حتی اگر بخوام. من میخوام تا وقتی میتونم از بدنم خوب استفاده کنم؛ سخت کار کنم و اکشن بیشتری انجام بدم. همچنین من اغلب چنین پیشنهاداتی دریافت میکنم.


حالا فکر میکنی بخوای نقشهای یکنواخت بازی کنی؟
این روزها برای این امیدوارم. من دیگه آرزو ندارم چیزهای زیادی نمایش بدم(به تماشاچی ها). اگر من تا حالا شخصیتهای پرتحرک و قوی رو بازی کردم؛ حالا میخوام شخصیتی رو بازی کنم که کم تحرکه و زمان بیشتری برای نفس کشیدن داره. من میخوام تبدیل شدن به شخصیتی که با جذابیتش بازی میکنه رو امتحان کنم. شخصیتی که بینندگان باهاش بمونند و بپذیرندش چون اون عمیقه.


اما بدنت میخاره؛ چون اون چیزی نیست که بیشتر وقتها انجام میدی.
احتمالا ازش خوشم میاد(هاهاها). اما به در نهایت یک آدم بالا رفتن سنش از دید متفاوتی به بقیه نگاه میکنه. علاقه من در تمرکز کردن بر روی یک کارکتر٬ بزرگ تر کردنش هست.


خارج از کار در زندگی روزمره هم از اون مدلهایی هستی که به دیگران خیلی اهمیت میدی؟
درسته. من از اون نوع افرادی هستم که اول قلبم رو برای دیگران باز میکنم. من پرشورم. خودم رو عقب نمی کشم. من معمولا از بقیه می شنوم که نشاط آورهستم؛ اما راستش فکر میکنم این به این معنیه که من اول قلبم رو به روت باز می کنم؛ همچنین تو هم باید همون کار رو بکنی. بعد از همه اینها٬ نمیخوام برای اینکه کنارم باشند ببینمشون. من با افراد ملاقات میکنم چون میخوام خود درونیشون رو بشناسم؛ مثل افکار٬ عقاید و جنسشون.


این حیاتیه که یک بازیگر علاقه قوی ای درباره افراد داشته باشه
درسته. و من فکر میکنم اولویت اول به عنوان اولین هدف باید نوعی از انتقال داستان از طریق بازیت باشه. مردمی که برای ساخت زندگی به سختی کار میکنند؛ این اوقات گرانبهاشون رو برای تماشای سریالها و فیلمها صرف می کنند. من میخوام به این مردم داستانهایی رو هدیه بدم که بتونه کمکشون کنه واقعیت رو فراموش یا ازش فرارکنند یا بهشون کمک کنه.


وقتی تازه شروع به کار کردی چنین چیزهایی گفته بودی. اندکی بعد از شروع به کارت؛ به خاطر اینکه بتونی در بخش شدیدأ محبوبی از کار احساس عمیقی رو رها کنی؛ میخواستی سقوط کردن یا متزلزل شدن رو امتحان کنی. از آن زمان چطور بوده؟
من سقوط کردم و متزلزل شدم. در زندگیم به عنوان بازیگر و در زندگی شخصیم. من توسط کسانی که بهشون اعتماد داشتم مورد خیانت قرار گرفتم و ناامید شدم؛ از بیست تا سی سالگیم پرونده های فراوانی وجود داشت. در آن زمان هزینه سنگینی پرداختم و همچنین درسهای زیادی از زندگی گرفتم. آن سخت بود؛ اما آن انگیزه خوبی شد. خیلی بهتر بود اگر این مسائل اتفاق نیافتاده بود. اما با تشکر از آن من تونستم سخت کار و زندگی کنم و چنین اشتباهاتی رو تکرار نکنم. وقتی با مردم تعامل پیدا کردم بی ریاتر شدم و این همچنین درست مثل یک بازیگر بود. زمانی که یک برنامه موفق نیست یا نقد میشم که خودم رو در کاراکترم تکرار کردم؛ هرچند اینها شکستهای جدی در نظر گرفته نمی شوند؛ اما با این اوصاف خیلی چیزها وجود دارد که به من استرس یا مسائلی برای فکر کردن میده. در چنین لحظاتی٬ من همیشه سعی میکنم انعطاف پذیر فکر کنم. اگر براش کافی نبودم؛ فقط باید براش آماده بشم.


شما مثبت نگرهستی
من همیشه مثبت بودم


شاه و دلقک برای لی جونگی الان چیه؟ اون یک افتخار٬ مربوط به زمانهای خیلی دوره؟
شبیه بردن مدال طلای المپیک نیست؟ اون یک افتخاره که تونستم خودم رو از طریق چنین برنامه ای معرفی کنم(به عموم). البته همچنان مردم زیادی هستند که میگند لی جونگی در کنار شاه و دلقک دیگه چه چیزی داره؟ در واقع این به خاطر این هست که داشتن چیزی به موفقیت شاه و دلقک آسون نیست. اما با وجود این٬ این چیز خوبیه که تونستم برای یک بار خاطره خوبی بسازم.


بعد از اون بنظر میرسه لی جونگی این راه خیلی دور رو با تعصب نسبت به کارگردان یا نمایشنامه نویس خوب پیش آمده. شما این راه دور رو بدون کمک کسی آمدی.
این جنبه از من به نظر میرسه باعث استرس طرفدارها میشه. اونها می پرسند چرا باید اینطور رنج بکشم؟ اما من از تصمیماتم پشیمان نیستم. اونها تجریات با ارزشی شدند که در آینده هر لحظه میتونند مورد استفاده قرار بگیرند. و در حقیقت هر کس که کارگردان یا نویسنده خوبی باشه؛ مهم نیست او کی باشه. این چیزیه که من فکر میکنم. اجازه نده تأسف چیزی رو بخوری. اگر جواب نداد؛ بیا کارمون رو انجام بدیم. من همیشه رو این دو چیز متمرکز میشم. که چرا تا وقتی درست از آب در بیاد تلاش نکنم. من در ذهنم با چالش روبرو میشم و فقط به سوی مسائل ادامه میدم. من ازش ترسی ندارم.


اما در میانه آن٬ لی جونگی همچنین با استفاده از مفاهیم دیگه ظاهر نشده؟
در این مورد همینطور بنظر میرسه
بنابراین برای یک ستاره خوب بنظر نمیرسه که در بخشی از کار بزاری خود ناپخته قبلیت نمایش داده بشه. بعضی چیزها نسبت به حالا باید به روز بشن؟
من فکر میکنم همه چیز الان خوبه. بخاطر اینکه…ژرفا به سادگی چهره من رو نشون نمیده. خیلی کمتر از اونچه در افکارمه.


منظورت از ژرفا چیه؟
چیزی شبیه دنبال کردن وقار. بلوغ و جذابیت یک مرد در زمانی رخ میده. هنگامی که احساسات عمیق تر میشه. اولش چهره همچنان بالغ تر میشه. در حقیقت در گذشته چهره من برای ژانر فانتزی خیلی مناسب بود. من از این حقیقت اطلاع داشتم. به این دلیلیه که در عوض٬ از چیزهای تازه و ناپخته می ترسیدم.
در آن زمان٬ من هنوز بازیگری بودم که براش آماده نبودم. اما حالا چنین احساساتی به طور مرتب ظاهر میشند. البته همچنین ممکنه زمان مناسب رو از دست داده باشم. اگرچه من ممکنه به بازیگری تبدیل شده باشم که نادر نیست. من همچنان میتونم نقش اصلی رو بازی کنم؛ بنابراین به نظر نمیرسه خیلی دیر باشه. به عنوان یک بازیگر مرد ۳۵ ساله٬ چیزهای زیادی وجود داره که میتونم نشون بدم. حالا من میخوام اونها رو نشون بدم.


بهرحال تا حالا انجامش دادی. برعکس تغییراتی که تجربه کردی٬ زوایایی که برای دیدن لی جونگی استفاده میشدن بنظر میرسه بی حرکت شدن.
درسته. قطعا زوایایی وجود دارد که از قدیم اطراف من موندن.


بازهم چیزهایی که چنین اثری داشته باشند وجود داره؟
من افتخار میکنم که یک چیز خوب از نکته مرکزی این کار گرفتم؛ محکم.


چی؟
من درک واضحی دارم که بازیگر بودن شغلیه که در معرض عمومه. من فکر میکنم مسئولیت و وظیفه که بعضی افراد نیاز دارن داشته باشند؛ برای یک بازیگر از اهمیت اولیه برخوردار است. همچنین بی ریا شدن نکته اصلیه. حتی وقتی موقعیتهای زیادی وجود داره؛ درجایی که آدمهای اطرافت ناامید شدند. شخصا٬ همچنان جنبه هایی در من وجود داره که زیاد تغییر می کنند. احتمالا مردانی که این رو میخونن قبلا ازدواج کردند؟


 در این مورد این ضروری نیست (حتمی نیست)
این تاکنون اکثریت بوده. ۳۵ سال از سنم گذشته٬ من حالا میخوام به داشتن خانواده فکر کنم. برای مرد جذاب نیست که خیلی پیر ازدواج کنه. من فکر میکنم اگر میخوام بر روی خانواده ای که باهم میشیم تاثیر خوبی بگذارم؛ نباید زیاد دیر کنم. کی انجامش میدم؛ دقیقا کی میتونم انجامش بدم؟ این مشکل بزرگیه. این قبیل نگرانی ها ظاهر میشند. دلیل این که چرا شایسته زندگی میکنم و سخت کار میکنم برای حفظ مدل پاسخم برای آیندست. به عنوان یک فرد٬ من الان شروع کردم به فکر کردن برای آینده.


در حال حاضر این بیشترین دوره رقابتی تو هست؟
الان وقتیه که من به خودم میگم باید در میان بازیگران هم سنم اول باشم. اما حالا نه. من این رو به عنوان هدفم قرار ندادم. من میخوام برای رشد دادن خود درونیم وقت داشته باشم. سطح علاقه و کشش اطراف من همچنان خوبه. من در کشوری هستم که همه چیز تبدیل به یک موضوع میشند. و من میتونم به طور پیوسته هر چیزی رو نمایش بدم. من میخوام با سرعت معمول انجامش بدم. من امیدوارم به این صورت به چیزها اشاره کنم.

همچنین ببینید

Lee Joon Gi DREAM-Voice messages from fans210417

کلیپ پیام های صوتی تبریک تولد جونگی طرفدار ها در برنامه ی حالا نیور + …

‎۲۰۲۱۰۵۲۷ Namoo Naver Blog Update

اپدیت های نامواکترز با جونگی در میتینگ انلاین ژاپن و تبلیغات چیلسونگ سایدر ۳۶عکس/۳۵Mb

Lee Joon Gi At The 57Th Baeksang Arts Awards

عکس ها و کلیپ های حضور جونگی در مراسم بکسانگ ۳۵عکس/۲Mb فرش قرمز/۷Mb کات های …

۲ نظر

  1. خیلی سایتتون خووووبه خیلی خیلی خوووبه دمتون گرم خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *